السيد محمد حسين الطهراني
90
الله شناسى (فارسى)
4 - و علّت پيدايش معلولهاى ديگر آنست كه اگر خير كثيرى را كه داراى شرّ كمترى باشد ترك كنند و نگذارند كه بوجود آيد ، در ترك آن ، شرّ كثير حاصل مىشود . 5 - محال بودن ترجيح مرجوح و ترجيح يكى از دو چيز همانند هم ، پيدايش شرّ كثير و شرّ مساوى را ابطال مىكند . 6 - و انواع و اقسام شرور ، امور عدميّه هستند . پس چقدر بسيار گمراه شده كسى كه قائل به يزدان ، و پس از آن قائل به اهريمن گشته است . 7 - و اگر بر تو صعب آمد كه تأثير عدم را در شرور بپذيرى ، فرق بگذار ميان شاخ نداشتنت و نداشتن برخى از نعمتهايت ( همچون چشمت و گوشت ) تا بدانى كه شرّ عدم مَلَكه است . وجود خير است ؛ خيرِ محض و خيرِ غالب ، در خارج وجود دارند و محصّل آنچه را كه در شرح و تعليقهء اين ابيات آورده است ، اينست : « اين بحث را در دفع شبههء ثنويّه ( دو اصل و قديمپرستان ) ذكر مىكنيم . زيرا گفتارشان آنست كه : ما در عالم هستى خيرات و شرورى را مشاهده مىكنيم مثل قحطى و گرانى و و با و امراض و فتنهها و محنتها و نحو ذلك ، و عقل ما به ما اجازه نمىدهد كه اين شرّها را از مبداى كه خير محض ، و داراى وصف سلامت و رحمت ، و بىنياز از عالمين است بدانيم ؛ پس بنابراين حتماً بايد از مبداى شرير كه غير از مبدأ خيرات است نشأت پذيرد . و آن را اهريمن نامند . دو مبدأ و دوگانهپرستان اعتقاد دارند كه او قديم است ، و فاعلى است داراى استقلال براى ايجاد و توليد شرور . و بواسطهء همين عقيدهء به قدمت و استقلال ، ارباب شرايع و مِلَل الهيّه ، از مذهب آنان جدا شدهاند . چرا كه شيطان نه قديم است و نه استقلال در عمل دارد ، بلكه مخلوق خداوند است و فاعليّت استقلالى ندارد . زيرا بطور عموم و كلّيّت ، وجودهاى امكانيّه مجعول و مخلوق خداى تعالى مىباشند .